بحث :
درباره ي ادبيات بطور اعم و درباره ي ادبيات فارسي به طور ويژه سخن و حرف و حديث و مقاله بسيار است چه در دوران معاصر و چه در زمان هاي بسيار دور و به قول فردوسي طوسي:
"گفتني ها گفته شد ناگفتني هم نماند من از گفته خواهم يكي با تو راند"
سخن خود را با اين سخن منظوم و زيباي خواجوي كرماني شروع مي كنم
هر چند كه ازروي كريمان خجليم غم نيست كه پرورده ي آن آب وگليم
در روي زمين نيست چو كرمان جايي كرمان دل عالم است و ما اهل دليم
فراوان ديده ايم و مي بينيم كه در خصوص ادبيات به طور اعم و درباره ي ادبيات فارسي به طور اخص مقاله نويسان ژورناليست زيادي سخن و حرف و حديث بسياري رانده اند و چه در زمان هاي بسيار دور و چه در دوران معاصر ولي براساس ويژگي زايايي زبان هاي انساني ،زبان همانند درخت پرشاخ و برگيست كه در هر لحظه و در هر زمان مي تواند با گرماي خورشيد و اندكي تنوع آب و هوا جوانه بزند و جوانه ها را رشد دهد و به زينت گل و شكوفه بيارايد بي آنكه طراوت خود را از دست بدهد و بعد براي مدتي به فراموشي سپرده مي شود و راكد مي ماند و بر اثر سموم تكرار و تموز ركود برگ و بارش زرد ميشود و بسردي مي گرايد و با پشت سر گذاشتن زمستان سرد و سكوت ، بهاري ديگري برسد و دوباره شاخ و برگش دهد و به زينت كلامي ديگر آراسته شود. با اين حساب هدف مقاله ي حاضر يافتن پاسخي براي اين پرسش و پرسش هاي طرح شده ديگر در اين زمينه است كه آيا در سنت فرهنگي ما انديشه ها و نظريات مطرح شده توانسته است راهنمايي براي تهيه و تأليف كتب ادبيات خصوصاً كتب درسي باشد و از طرفي انتخاب مسير براي مقاله حقير كه از صحراي به ظاهر خشك جنوبي ترين گوشه ي اين سرزمين پهناوربه شمالي ترين نقطه ي آن يعني سرزمين سبز و يكرنگ شمال آمده ام اندكي به مشكل مي افتد و بردن زيره به كرمان است وتحفه اي كه نه ، برگ كمرنگ و گرما خورده ايست كه با پاي لنگ و دستي شكسته آورده ام و نمي دانم از كجا شروع كنم ولي براي راه افتادن بايد با يك نيم خيز از جا بلند شد و حركتي كرد تا آرام آرام به مسير هموار و خوش حركت كشاند. و چون بر اين باورم كه اگر به طور جدي و دقيق و تخصصي به تمديد و تطويل كلام بپردازم در پيچ و خم اطنابهاي كسالت آور همراهانم دچار كسالت شده و مخصوصا مخاطبان عام از بي حوصلگي و كسالت ناشي از كلي بودن بحث بر خمارستان چرت لم داده يا مجبور به ترك همراهي خواهند شد پس ناچارم اندكي از دختر خيال پرداز انديشه و ذوق بهره جسته، و در ضمن نمي خواهم كه متني كاملاً ادبي از آب درآيد كه نام انشاء بر آن بگذاريد پس از دو ديدگاه مي شود به بررسي وضعيت فعلي زبان و ادبيات فارسي پرداخت .
1- به طور كلي و عام يعني يكراست برويم سراغ ادبيات و كاري به درسي و غير درسي بودن آن نداشته باشيم و سپس در كنار چنين عملي كتاب هاي درسي را با نكته سنجي بيشتري مورد بررسي قرار دهيم و تشريح و نقد كنيم .
2- راه دوم آن شكل جزيي و خاص آن است كه به طور دقيق و فقط تحقيقي درباره آن بحث و آن را مورد بررسي قرار دهيم كه البته در گام نخستين ملموس تر است يعني با توجه به مشكلاتي كه ادبيات فارسي در پيش پايمان مي گذارد بخصوص در مواجهه با كتب درسي از همان ابتدا برويم سراغ مشكلات و كاري به شكل كلي و اساس و پايه مشكلات نداشته باشيم و چون فكر مي كنم شكل دوم، بار سنگين و طاقت فرسائيست و از عهده اين حقير برنمي آيد و به قول شاعر : « جايي كه عقاب پر بريزد از پشه ي لاغري چه خيزد »
و با توجه به نكته كسالت ناشي از از آن كه قبلاً ذكر شد بهتر است در اين وضعيت طرح تلفيقي را انتخاب كنيم و در اولين گام از خود بپرسيم از ادبيات فارسي و بخصوص ادبيات دانش آموزي چه شكايتي داريم و به كدام دادگاهش بايد بكشانيم و همچنين از ادبيات بپرسيم چه شكايتي از ما دارد و اينكه چرا دانش آموزان ما در درس ادبيات دانش آموزان ايده آل ما نيستند به خصوص دانش آموزاني كه در رشته ادبيات تحصيل مي كنند و برعكس انتظار ما نه تنها و شاعر و اديب بار نمي آيند كه در تقرير و تحرير ادبيات هم گاهاً دچار مشكل هستند. گناه را به گردن چه كسي بايد انداخت دبير، كتابهاي درسي يا ادبيات، البته كه هيچ كدام از اينها به تنهايي مقصر اصلي نيستند و نمي توان گناه را به گردن يكي انداخت.لطفاً به يك مثال توجه فرمائيد من گاهاً در طول سال به دبيراني مانند دبير فيزيك يا رياضي و .... برمي خورم كه با حالت حق به جانبي از من مي پرسند چرا دانش آموزان املاي صحيح بعضي كلمات پيش پا افتاده رانمي دانند يا در درك مطلب و جمله بندي مطالب دچار اشكال هستند حق هم دارند دانش آموزي كه در درس ادبيات ضعيف باشد مفهوم را دير دريافت مي كند و همچنين اگر دانش آموزي دستور زبان فارسي را خوب درك نكرده باشد نمي تواند گرامر را به راحتي ياد بگيرد و از طرفي چرا دانش آموزان رشته هاي غير تخصصي ادبيات را بيشتر و بهتر از دانش اموزان رشته ادبيات مي فهمند و ياد مي گيرند. درس ادبياتي كه به نظر هم ساده و گاهاً كم ارزش قلمداد مي شود و اصلاً بپرسيم كه چرا دانش آموزاني به رشته هاي ادبي گسيل مي شوند كه از هجا كردن ادبيات در رنجند و هنوزكه هنوز است مشاوران راهنماي انتخاب رشته دانش آموزاني را كه در درس خواندن و درك مفاهيم ضعيفند به رشته ادبيات راهنمايي مي كنند كه بعداً در تركيب كلمه ي مركب در مي مانند چه برسد به نوشتن مقاله و شعر و قطعه ادبي ، اين حقير سراپا تقصير قسمت عمده سال هاي انجام وظيفه را در دبيرستان هاي مختلف و در رشته هاي مختلف به تدريس مشغول بوده ام و سال به سال با اينكه تجربه و اطلاعاتم افزوده تر مي شود از مواجهه با دانش آموزان با ذوق در رشته ي مورد علاقه ام بيشتر محروم مي شوم و دچار دردسر بيشتري در شيوه آموزش ادبيات به دانش آموزان مي شوم و تلاشم همچون كوبيدن ميخ بر سنگ خارا است البته نبايد يك جانبه به قاضي رفت اگر اساتيد مخاطب راضي نيستند گوشزد بفرمائيد و ديدگاه هاي خود را شرح دهيد و نگذاريد ديگران با اين پرت و پلاها دكان بعضي ها را تخطئه كنند و صدالبته كه مخاطب گنگ فراوان است اما آنچه امروز نياز داريم پويايي و فعاليت و سخنوري است حالا تا اينجاي مطلب را داشته باشيد از تعارف هاي معمول هم بگذريم براي اينكه سرنخ گم نشود يك پرسش كلي مطرح مي كنم كه در اين خلوتكده و خلوتكده هاي دلمان بكوشيم تا براي آن پاسخي پيدا كنيم و اين پرسش اين است كه اساساً از ادب و ادبيات و زبان فارسي چه خواهيم يعني بشر از ادبيات چه مي خواهد جنوبي و شمالي هم ندارد اگر پاسخمان مشترك نباشد در وهله اول تقرير صحيح كلمات و فصاحت و بلاغت در جملات كه بتوان آنها را از صافي هاي دستور زبان و غيره گذراند و شكل كاربردي صحيح به آنها داد و در مرحله بعد شكل صحيح تحرير نهايتا"منشآت زيبا و شنيدني وآموزش صحيح وعلمي ، اساسي ترين خواسته ي همه اساتيدي است كه در اين مقوله در بحثند.
البته انگيزه بشر از ادبيات هم رسايي و شيدايي يك طرف و درك سخن ديگران هم از طرف ديگر است و من شخصاً از ادبيات مي خواهم كه توانايي تكلم صحيح و جمله بندي زيبايي انديشه هاي شاعرانه دنياي خيال انگيز ذهن مان را به سهولت مقدوركند و سپس به زيور خيال انگيزي آراسته سازد تا سبب التذاذ گردد بديهي است براي اينكه خوب سخن بگوئيم و خوب و صحيح به نگارش بپردازيم به آموزش صحيح ادبيات و تعلّم اصولي نياز داريم وبايد مهار شتر ادبيات را بدست سارباني بدهيم كه با حُدي خواني صحيح و آهنگ موزون موسيقي با دختر خيال انگيز انديشه، ذوق و هنر همبستر باشد نه بدست مكاري كه جز بدست آوردن مزد انديشه هاي ديگري ندارد .
نتيجه گيري :
پس با اين حساب براي ايده آل شدن ادبيات بايد اول اشكالات اين راه دور ودراز را بررسي كنيم واگر اشكالي هست و آن را در سبد اصلاحات بيندازيم و با خيش تفكر آن را شيميز كنيم و آرام آرام دانه هاي پاشيده شده را به آب بينش رشد دهيم تا از زمين حاصلخيز زبان فارسي محصولي بي نظير برداشت كنيم البته اين نكته را نيز فراموش نكنيم كه با جبهه گيري وتعصب هم به نتيجه گيري شايسته اي دست نخواهيم يافت و نتيجه گيري صحيح هنگامي به ثمرت مي رسد كه جماعت بزرگي از اديبان دانشمند وعالم و همكاران توانا همكاري و همراهي نمايند و گرنه از دست عده اي قليل كه حداكثر مقاله اي ارائه نمايند يا نظريه اي را مطرح كنند چه كاري ساخته است پس نه در موافقت و نه در مخالفت جانب احتياط را نبايد فروگذاشت و اگر چه اين مقاله به نظر خيلي ها بديهي است اما بابت نوشتن آن به من حق خواهيد داد در پايان :
هر جا كه بهار و باغ و باران باشد گل باشد و سبزه فراوان باشد
تركيب بهار و بـاغ و بـاران يـعني دلفارد بهشت سبزواران بـاشد
منابع و مآخذ :
تاريخ ادبيات صفا
گنج و گنجينه صفا