خاک می بارد از اندیشه ی دنیای سگی
توی چشمان قلمبیده ی رسوای سگی
با تو در کوچه ی بن بست سگ آلوده ی شهر
می زنم سگ دو بسیار و قدمهای سگی
شمش های غزل از وق وق ولگردی
گم شده در ته این جاده ی ای وای سگی
روزها خصلت تکرار برو برگرد است
زده بیرون دو هزار آبله از پای سگی
فعلهامان که شد از مصدر راشیدن پس
زندگی واژه ی گنگیست به معنای سگی
و اموزنده ای به نمایش می گذاریم
و امیدواریم شما هم استقبال کرده
وما را راهنمایی فرمایید .